سال ۱۳۴۳ در روستای باب الحکم از توابع شهرستان بردسکن متولد تحصیلات دوره ی ابتدایی را در همان روستا سپری کرد ، از همان خردسالی به هنر و کاردستی علاقه مند بود و بیشتر ساعات بیکاری را با نقاشی سرگرم می شد . پس از گذراندن پنجم ابتدایی برای ادامه ی تحصیل در دوره راهنمایی در مدرسه ی راهنمایی ۱۷ شهریور شهر بردسکن ثبت نام کرد . اما برای حضور در مدرسه مجبور بود تمام مدت تحصیل را از باب الحکم تا بردسکن که ۶ کیلومتر فاصله داشت رفت و آمد نماید . در همان سال های دوره راهنمایی در کلاس های کاردستی شرکت می نمود . او برای دوره ی دبیرستان نیز با همان شرایط در دبیرستان شهید مفتوحی بردسکن در رشته فرهنگ و ادب ادامه داد . اولین شعر خود را در سال سوم دبیرستان برای جنگ تحمیلی ایران و عراق سرود و در کلاس مورد تشویق قرار گرفت . از آن سال به بعد فعالیت در سرودن شعر را آغاز کرد . سال ۶۵ به خدمت سربازی اعزام شد و دوره ی آموزشی را در پادگان شهید مصطفی خمینی واقع در پرندک تهران گذراند در این پادگان نیز در گروه تئاتر و شعر فعالیت نمود تا اینکه برای ادامه ی خدمت به میرجاوه اعزام شد و پس از مدتی کوتاه مسوول روابط عمومی کمیته ی انقلاب اسلامی میرجاوه شد و در ضمن به کار خطاطی و طراحی و تبلیغ مشغول شد . مهر ماه ۱۳۶۶ برای تحصیل در رشته ی کارشناسی ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد تربت حیدریه از میرجاوه ترخیص شد ، سال ۶۸ به شکل دبیر حق التدریس در آموزش و پرورش کاشمر مشغول شد تا این که پس از دریافت لیسانس دوباره یک سال باقی مانده ی خدمت سربازی را با درجه ستوان دومی در نیروی انتظامی کاشمر حین تدریس سپری کرد . او همواره در ضمن تحصیل و خدمت سرودن شعر را ادامه داد . در سال ۸۸ مدرک کارشناسی ارشد را نیز از همان دانشگاه دریافت کرد . نادری اولین مجموعه ی شعر خود را در قالب شعر سپید در بهمن ۷۷ به چاپ رساند و آثار او نیز در مجموعه های دیگر شعر به چاپ رسید . در حال حاضر او کارمند دانشگاه پیام نور است که در کاشمر سکونت دارد.
نوشته شده توسط حمید رضا نادری در 91/02/22 ساعت موضوع | لینک ثابت
در بررسي ويژگي هاي غزل قبل از انقلاب اسلامي ديديم كه انديشه هاي مذهبي و انقلابي جايگاهي ندارد و تنها غزل سرايان متعهّد به ماهيّت انقلاب مشروطيت هستند كه تا حدودي از روشن فكري و محتواي جديد تري در زمينه ي فرهنگ و بيداري اجتماعي سخن سرايي مي كنند. و موجي كه از تلاطم انقلاب مشروطه برمي خيزد ، به دو سو جريان مي يابد . عده اي از شاعران مذهبي در حال و هواي غزل مردم را از استعمار ستيزي و غرب زدگي نهي مي كنند ، امّا زمينه ي انديشه ي نو در اين عصر پاي ريزي مي گردد. تا اين كه انقلاب پيروز مي شود و شاعران يك صدا در جبهه ي آزادي وطن از زير سلطه طاغوت سخن مي راندند.
«انقلاب غزل، با غزل انقلاب آغاز می شود چرا که دگرگونی ضد ارزش هایی که زمانی ارزش تلقّی می شدند، به قدری بر محتوی و ساختار و زبان غزل تأثیر گذاشت که خود مقدّمه ای برای ظهور غزل هایی مانا و اصیل شد.
نطفه ي غزل امروز، با وقوع انقلاب بسته شد، اما از آنجایی که هنوز تفکّر جای احساسات را نگرفته بود و فضای پر تنش انقلاب که توأم با هیجانی بهت آور و بهجت انگیز بود، فرصتی به شاعران نمی داد تا پا را از شعار فراتر بگذارند و به جوهره ي شعر نزدیک شوند. با وجود این، برخی از غزل هایی که درونمایه ای انقلابی داشت، نقطة آغازی برای غزل هایی شد که در دهه ي هفتاد و هشتاد سروده شدند.
در سال های پایانی دهه ي60، غزل هایی در زمینه ي انقلاب 57 سروده شد که با نگاه امروز ما به غزل، ناموفّق شناخته مي شوند و جز تجربه های خام نیستند. امّا در این میان غزل هایی بودند که تا حدودی موفّق می نمودند و راه را برای غزل های بعدی هموار کردند:
حسين اسرافيلي سروده است :
آن شعله که چون صاعقه بی تاب گذشته ست
از خرمن اصحاب شب و خواب گذشته ست
هم زاد کویریم، ولی سوز عطش نیست
این قافله از وسوسه ي آب گذشته ست ...» (سعيد يوسف نيا،كتاب ماه ،1379)
غزل از نيمه ي آخر دهه ي 50 تا انقلاب شروع به نوعي تغزل جديد كرد ، در اين دوره از قوانين غزل قديم عبور كردند ؛ ما مي بينيم كه تنها وزن و قافيه وجود دارد ؛ اما درون مايه ي شعر چيز ديگري است.
حسين منزوي و سيمين بهبهاني به عنوان شاعراني هستند كه در عرصه ي غزل موفّق بوده اند. منزوي پيش از اين ها سرودن غزليّات خوبي را كه بسيار نو و درخشان بود ، شروع كرد و سيمين بهبهاني با وزن ها كار تازه اي انجام داد ، ولي به تدريج ديدگاه روزمرگي را وارد غزل كرد ، در حاليكه روز مرگي براي غزل نيست .
« اين نكته غير قابل انكار است كه در اين دوران ، به آثاري برمي خوريم كه در حقيقت نه زنگي زنگند و نه رومي روم ، به اين معنا كه تا حدودي از چارچوب غزل سنّتي فراتر رفته ولي هنوز به قلمرو غزل امروز نرسيده اند و در برزخ بين ديروز و امروز قرار دارند. نو ناميدن اين آثار همان قدر نادرست است كه تمام كهنه ناميدشان. پس مناسب ترين عنواني كه براي غزلِ اين برهه ي مياني مي توان يافت ، همانا غزل ميانه يا بينابين است . اين نكته هم ناگفته نماند كه هم در قلمرو غزل هاي سنتي و هم در عرصه ي غزل هاي نو نمونه هاي بسياري مي توان نشان داد كه حال و هواي همين دوره ي برزخي و ميانه را دارند . اكثر غزليّات تولّلي، نادرپور، سايه ، سيمين بهبهاني (تا پيش از مجموعه ي رستاخيز) ، مهدي اخوان ( تا پيش از دهه ي 50) ، نوذر پرنگ ، اسماعيل خويي و ... در اين قلمرو جاي مي گيرند . غزل ميانه ، در حقيقت سكوي پرتاب و پرواز غزل نو معاصر است .» (سیر تحول در غزل فارسی. محمّد رضا روزبه ،1379: 131)
براي نگرش كامل به جريان شعر آرمان گراي مذهبي در اواخر دهه ي 50 و60 سيري گذرا در آغاز گرايش هاي فعّال مذهبي به شعر مدرن ، الزامي است تا برخي از مآخذ ذهني و تكنيكي شاعران نسل اول انقلاب كه در اواخر دهه ي 50 داراي شبكه ي ذهني ، زباني خاص خود شدند ، روشن شود و البتّه شعر دهه ي 60 به خصوص شعر شاعران متعهّد و آرمان گرا بازتاب اين شبكه ي منظّم ذهني و زباني است .
با آغاز تهاجم فرهنگ ، هنر و ادبيّات غرب و در طيّ سلطه ي ذهني ادبيّات اروپايي كه با ترجمه ي آثار شاعران و نويسندگان فرانسوي و انگليسي آغاز شد . روشنفكري بي هويت ايران همراه با لقمه ي تمدّن خار فرهنگ را بلعيد و ديري نپاييد كه خودباوري در زير غبار غرب محوري از يادها رفت .
در اين ميان مذهب به عنوان يك عامل بازدارنده از بدي حداقل پاداشي كه به انديشه هاي فريب خورده مي داد ، خود باوري در سايه ي تفكيك تمدّن از فرهنگ ، و محتوا از تكنيك بود . لذا در اين دوران برخي از شاعران متعهّد و آرمان گرا در عرصه ي زبان و شعر به ارائه ي تفكّر مذهبي پرداختند . (نگاهی به شعر معاصر ایران. عبدالجبّار كاكايي، 1376: 1و2)
آقاي دكتر اوليايي مي نويسد : « بسياري از شاعراني كه در دوران حكومت پهلوي شعرشان جنبه ي مذهبي و ديني داشت در جريان انقلاب اسلامي به سرودن اشعار سياسي و ساختن شعارهاي انقلابي روي آوردند و با تمام توان به دفاع از انقلاب پرداختند . ( تذکره ی شعرای معاصر.مصطفي اوليايي ،1369: 33)
شاعراني مذهبي مانند : آيت الله باقري، زكريا اخلاقي ، قيصر امين پور ، عبّاس براتي پور، يدالله پيريايي، محمّد پيله ور ، محمود شاهرخي، علي رضا قزوه ، سهيل محمودي و ... كه موضوعات عرفاني و ديني را در غزل به كار مي بردند با پيروزي انقلاب عرصه را بازتر ديده و غزل هاي ديگري سرودند.
*********************************************************************
دوستان عزیز از همه ی شما که به من سر می زنید تشکر می کنم باور کنید وقتی از وب گذار رد حضور شما را می بینم خیلی خوشحال می شوم شاید نوشته های من چندان بارور و عمیق نباشند ولی لااقل زنده کننده ی بحث غزل خواهد بود سعی می کنم هر چه می نویسم خلاصه باشد و آدرس آن را نیز ثبت می کنم . دوستان زیادی از طریق موتورهای جستجو اتفاقی از وبلاگ من دیدن می کنند که از همه سپاسگزارم . برای این پست غزلی برایتان آورده ام :
من آرزويي كهنه و نابود بودم
من هر چه بودم آدمي محدود بودم
آزاديم درحد يك سيگار تلخ است
خوشحال رقص حلقه هاي دود بودم
يك فعل لازم از قبيل دل بريدن
يك قيد ساده در رديف زود بودم
اي كاش فرماني به دستم داده می شد
تا لااقل مجري يك مقصود بودم
يا مثل يك سرباز ايراني زماني
در ضربه ي شمشير دشمن خُد بودم
ای کاش با این داغ آتش در بیابان
همچون شقایق سرد و خون آلود بودم
یا سایه ای از آشنایی بین مردم
بر سبزه زاری در لب یک رود بودم
من روزگارم خط قرمز داشت آری
مثل حساب جاري مسدود بودم
نوشته شده توسط حمید رضا نادری در 91/02/05 ساعت موضوع | لینک ثابت
طرد شدن غزل از حوزه ي شعر معاصر
پس از شکوفایی شعر نیمایی و آغاز جنبش شعر پیشرو و مدرن فارسی، غزل به ناگاه از حوزه و حیطه ي شعر معاصر طرد می شود و تنها از سوی شاعران کهنه گرا مورد استقبال قرار می گیرد . حتی برخی از چهره هایی که به شعر نیمایی و نگاه زیبا شناختی ویژه ي نیما توّجه داشتند ، در حیطه ي غزل همچنان از ساختار زبانی غزل کلاسیک و عناصر شعری تجربه شده آن بهره می گرفتند ، که شاید شاخص ترین آن ها « هوشنگ ابتهاج» است. غزل سرایی که هر چند می کوشید از نظر محتوایی به مضامین و موضوعاتی تازه بپردازد امّا در حیطه ي زبان و عناصر زیبا شناختی غزل هایش ، چیزی بیش از عناصر و تمهیدات غزل کلاسیک فارسی را تکرار و تداعی نمی کردآنچه بعدها به عنوان « غزل نو» رواج و رونق می یابد بسیار دیرتر از جریان شتابنده ي شعر نیمایی و سپید و عموماً شعر مدرن معاصر طرح و تجربه می شود. ( مصطفي بصيري تويسركاني، فرهنگ آشتي ،1384)
« از سال 1326 به بعد برخي از شاعران هنرمند ، آزادي در وزن عروضي را پذيرفتند و آن را مورد استفاده قرار داده و برخي از آن ها ، فريدون تولّلي است كه قطعات شيوا و دل انگيزي با همين روش سرود . از ديگران ، نادر نادرپور ، هوشنگ ابتهاج ، سياوش كسرايي ، اخوان ثالث ، فروغ فرّخ زاد ، فريدون مشيري ، محمّد زهري ، منوچهر آتشي و شفيعي كدكني را هم مي توان نام برد .» ( سيّد عليّ شاهرخي . شهبازان قله های ادب فارسی، 1384: 46)
حسين منزوي و بيانيه ي غزل نو
در آغاز دهه پنجاه- تیرماه 51- حسین منزوی بیانیه ي غزل نو را در مجلّه تماشا منتشر می کند و به عبارتی، زنگ آغاز غزل سرایی نوآیین و متفاوت روزگار ما طنین انداز می شود. کمی بعدتر سیمین بهبهانی نیز در مقدّمه ي کتاب « رستاخیز» - اردیبهشت ماه 52- از رستاخیز غزل می گوید و ویژگی های آن را از نگاه خود طرح و بررسی می کند. بهبهانی هم چنین می کوشد تا با بهره گیری از اوزان نامتعارف و ناآشنا، از این وجهه نیز به مرزبندی و فاصله گذاری میان غزل خود و غزل کلاسیک بپردازد . دامنه ي این جریان آرام آرام گشوده و گسترده می شود . ( مصطفي بصيري تويسركاني، فرهنگ آشتي ،1384)
*********************************************************************
دوستان عزیز این روز ها چون سرگرم آماده کردن یک مجموعه رباعی هستم گه گاه برایتان رباعی می آورم . من اخلاقی دارم که تا یک مجموعه یکدست نداشته باشم اقدام به چاپ نمی کنم . البته گاهی به لطف دوستان انجمن شعر یکی دو تا شعر به طور مشترک برای چاپ داده ام . برای همین مجموعه امتداد عشق تمام اشعارش سپید است و ان شاء ا... مجموعه رباعیاتم چاپ خواهد شد و پس از آن غزلیاتم به چاپ خواهد رسید اما یک رباعی :
تنها شده است با عصايش اين مرد
در عالم درد و غصه هايش اين مرد
چوبي كه به دست و پاي مردم مي زد
اكنون شده است دست و پايش اين مرد
نوشته شده توسط حمید رضا نادری در 91/01/25 ساعت موضوع | لینک ثابت
بازگشت ادبي
معمّا گونگي كلام ، ابتذال ذهن و زبان و سخيف انديشي هاي شاعران نازل اين سبك ، كار را به مرحله اي كشاند كه شاعران ادوار بعد در جهت پاسداشت زبان وميراث ادب فارسي ، به سبك هاي گذشته رجعت نمايند و به شيوه ي شاعراني چون : فردوسي ، فرّخي ، سعدي ، حافظ و حتّي با با فغاني روي آورند.( محمّد رضا روزبه .سیر تحول در غزل فارسی، 1379: 15تا18)
قرن دوازدهم دوران بازگشت به شيوه ي عراقي در غزل است كه اگر چه غزل را از سراشيب فرودستي رهانيد ولي نتوانست آثاري چون غزليّات قرن هفتم به ادبيات فارسي ببخشد و چيزي به آن بيفزايد. ( داريوش صبور. آفاق غزل فارسی ، 1370: 564و565)
دكتر عبدالحسين زرّين كوب در كتاب سيري در شعر فارسي عباراتي را از رياض الشّعراء واله چنين آورده است : ...در ذكر معاصرين خصوص شعراي هندوستان به قليل اكتفا نمود چه اكثر افكار اين جماعت مزخرف ولاطايل است و غرض راقم حروف در تسويد اين اوراق آن است كه به قدر مقدور اشعار بلند و افكار ارجمند فراهم آيد نه اين كه جمعي كثير از موزونان را ذكر نمايد . (عبدالحسين زرّين كوب، 1384: 520)
غزل در دوره ي مشروطيّت
«تحوّل و دگرگونی در ساختار زبانی و زیبا شناختی شعر کلاسیک فارسی، از جهاتی، نخست در شعر شاعران عصر مشروطیت ظهور و بروز می یابد، هر چند به شکلی محافظه کارانه و در برخی موارد حتیّ خام دستانه است. غزل یکی از مهم ترین قالب هایی است که دراین جنبش نوزایی به خوبی پاسخ گوی شاعران عصر مشروطیت است ، مروری بر غزل های عارف، عشقی، فرّخی یزدی و ... به روشنی بیان گر این نکته است که در نگاه شاعران دوره ي مشروطه، غزل ظرفیت تحوّل زبانی و زیبا شناختی را داراست. ( مصطفي بصيري تويسركاني، فرهنگ آشتي ،1384)
غزل قرن سيزدهم نيز ادامه ي روش قرن دوازدهم است با اين تفاوت كه در نيمه هاي دوم قرن سيزدهم به سبب تحوّلات اجتماعي و سياسي ، اصطلاحات جنگي و سياسي و واژه هاي غربي وارد غزل فارسي شد و از جنبه ي غنايي آن تا ميزان زيادي كاست و غزل را جلوه گاه احساسات ميهني و عواطف حماسي ساخت تا اين كه در نيمه ي دوم قرن چهاردهم شيوه ي جديدي كه نازك خيالي هاي شيوه ي اصفهاني و روشني هاي زبان و انسجام شيوه ي عراقي را با هم داشت رايج شد و نگارنده آن را به روش گذشته ي تهراني ناميده است.
در همين قرن و پس از تجدّد ادبي ، چهره ي ديگري از غزل با همان شكل سنتي نمودار شد كه آينده ي بهتر و روشن تري را براي اين گونه شعر نويد داد ، زبان و آهنگ در اين گونه غزليّات بسيار زيبا و دل نشين و تشبيهات و استعارات در كمال لطافت و همراه با روشني و خيال انگيزي است ، مضامين عاشقانه و پيوسته ي آن در همه ي ابيات غزل كاملاً در متن غنايي و مشخّصات باز شناخته ي غزل است چنان كه اگر خواسته باشيم غزل با شكل سنتي و تعبيري بديع و دل نواز ، يكي از گونه هاي شعر غنايي فارسي را در آينده تشكيل دهد ، نبايد از توجّه به اين شيوه ي غزل غافل ماند ، اگر چه غزل واره هايي را كه با اوزان شكسته پديد آمده اند نيز نبايد از خاطر دور داشت . ( داريوش صبور . آفاق غزل فارسی، 1370: 564و565)
« شعر معاصر ايران فرزند خلف شعر مشروطيت است ؛ شعري كه تعهّد و مسؤوليت اجتماعي را از آن دوران به ارث برده و بر ظرايف و جلوه هاي هنري و رمزي آن افزوده است ، به ويژه از دهه ي بيست به بعد كه حوادث بزرگي در ايران و جهان به وقوع مي پيوندد و با هم ارتباط دارند . پايان جنگ جهاني دوم و سقوط ديكتاتوري در ايران ، نقش شاعران و اديبان را در حوزه ي سياست پر رنگ تر مي كند. گسترش ارتباط جهاني بر اين تعهّد و مسؤوليت شكل عمومي مي بخشد ؛ تا جايي كه شاعران در دهه هاي بعد از 1320 ، طرفداران بيشتري را جلب و در نتيجه شعر خود را وقف تعهّد اجتماعي مي كنند . اكثر سرده هاي موفّق و مطرح معاصر لبريز از اشارات سياسي و اجتماعي است كه به شيوه اي هنرمندانه و رمز آميز در شعر منعكس شده است . در اين دوره كمتر مي پذيرند كه شاعر و نويسنده در برجِ عاجِ هنرِ محض بنشيند و از جريان هاي سياسي اجتماعي غافل بماند .» ( عبّاسعلي وفايي . سفر در آینه، 1387: 456)
دكتر شفيعي كدكني در كتاب ادوار شعر فارسي، از مشروطيّت تا سقوط سلطنت دوره هاي شعر فارسي را به شرح زير تقسيم بندي كرده است ، امّا با توجّه به اين كه موضوع بحث ما سير غزل پس از انقلاب 1357 مي باشد فقط به ذكر اين دوره ها بسنده مي كنيم :
الف ) دوره ي مشروطيّت
ب) عصر رضا شاهي
ج) از شهريور 1320 تا كودتاي 28 مرداد 1332
د) از كودتاي 1332تا 1340
ه) از 1340تا 1349( اوج گيري مبارزه مسلّحانه)
و) از 1349تا بهمن 1357 ( محمّد رضا شفيعي كدكني ، 1383: 9)
نوشته شده توسط حمید رضا نادری در 91/01/20 ساعت موضوع | لینک ثابت
مكتب بابا فغاني
حلقه ي واسط بين دو سبك عراقي و هندي ، سبك ميانه اي است كه « بابافغاني» جلودار آن است . از اين پس شاعران به سمت خيال خاص و مضمون آفريني هاي غريبي روي مي آورند . شاعراني چون محتشم كاشاني ، ضميري اصفهاني ، نظيري نيشابوري را مي توان شاگردان مكتبِ بابا فغاني دانست كه پيروان شيوه ي او هستند. اين دوران مقارن ظهور مكتب وقوع است كه رگه هاي آن را در آثار متقدّمين نيز مي يابيم.
مكتب وقوع
واضع اين شيوه را كه واقع نمايي شاعرانه در توصيف حالات عاشقانه است ، برخي لساني شيرازي و برخي شهيدي قمي و ميرزا شرف جهان قزويني مي دانند . «شبلي نعماني » شيوه اي تحت عنوان « واسوخت» را به وحشي بافقي نسبت داده است ، كه به شعري گفته مي شود كه مفاد آن اعراض از معشوق باشد. (سیر تحول در غزل فارسی .محمّد رضا روزبه : 15تا18)
سبك هندي (اصفهاني)
«سبك هندي حدود صد سال بعد از ايجاد مكتب وقوع به وجود آمد . پس بر خلاف معروف ، اين سبك در اوايل قرن دهم يعني مقارن تأسيس دولت صفوي به وجود نيامده است .
اين كه بعضي از محقّقان پيدايش سبك هندي را مقارن تأسيس دولت صفوي حساب كرده و مكتب وقوع را نديده گرفته اند از اين جهت است كه در آن فاصله شاعراني مانند نظيري نيشابوري مي زيسته اند كه تا حدودي سخن آنان مبتني بر موازين سبك هندي است و به همين دليل از طرف بزرگان اين سبك از قبيل صائب با احترام ياد شده اند .
اين سبك در حقيقت در اصفهان به وجود آمد نه در هند ، از اين رو بسياري از محقّقان به آن سبك اصفهاني گفته اند . امّا چون قالب پيشوايان اين سبك به هند سفر كرده اند و از طرف ديگر امير خسرو دهلوي شاعر هندي هم ابيات شبيه به سبك هندي بسيار دارد ، اين سبك به هندي شهرت يافته است . علت پيدايش اين سبك اين است كه پادشاهان صفوي جز به اشعار مذهبي به انواع ديگر شعر مخصوصاً شعر مدحي توجّه چنداني نداشتند ، از اين رو شعر از دربار بيرون آمد و به كوچه و بازار رفت . » ( سیر غزل در شعر فارسی .سيروس شميسا ، 1369: 167)
اوايل قرن يازدهم ، عرصه ي ظهور سبك اصفهاني است ، سبكي كه مبتني بر باريك انديشي ها و مضمون پردازي هاي خاص در قالب زباني نه چندان فصيح و شكوهمند همراه بود . شاعران اين سبك كوشيدند تا قول خواجه نصير الدين طوسي را كه : « هرچه غريب تر و مستدع تر و لذيذتر و مخيل تر » در سخن آورند . اين سبك با صائب تبريزي به اوج خود رسيد .
نوشته شده توسط حمید رضا نادری در 90/12/22 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

این رعد زمینکن از دل آهن بود
یا نعره ی آسمانی میهن بود
برقی که جهید از افق بر ایران
از ضربه ی تیغ آریو برزن بود
فهرست اصلی
دوستان
انگشت ششم
وازه نویس
مژده اي دل...
شاهگل(احمدباغيشني)
علی داوری
مجيد اسكندري
حمزه رباني
زنده ياد ساناز بهشتي
صالح سجادي
منیژه درتومیان
فاطمه ی اختصاری
شبگرد آسماني
نوشته های پیشین
5/11/2012 - 5/20/2012
4/20/2012 - 4/26/2012
4/10/2012 - 4/19/2012
3/24/2012 - 4/9/2012
3/12/2012 - 3/19/2012
2/27/2012 - 3/4/2012
1/28/2012 - 2/3/2012
12/26/2011 - 1/11/2012
12/29/2011 - 1/4/2012
12/13/2011 - 12/21/2011
11/29/2011 - 12/5/2011
11/13/2011 - 11/21/2011
10/27/2011 - 11/12/2011
9/27/2011 - 10/13/2011
7/13/2011 - 7/22/2011
6/26/2011 - 7/12/2011
6/22/2011 - 6/28/2011
5/22/2011 - 5/28/2011
3/25/2011 - 4/10/2011
1/12/2011 - 1/20/2011
9/30/2010 - 10/6/2010
7/13/2010 - 7/22/2010
6/29/2010 - 7/5/2010
5/22/2010 - 5/28/2010
4/21/2010 - 4/27/2010
طراح قالب
POWERED BY