تبليغاتX
سایه های احساس /حمید رضا نادری/کاشمر
اشعار و نوشته ها

وقتی سئوال روشن ما را جواب نیست

یعنی در این زمانه عزیزم حساب نیست

توفان گذشته است و شکستند شیشه ها

دیگر برای بستن درها شتاب نیست

صد ها هزار خانه ی مردم خراب هست

یک مسجد از هزار ولیکن خراب نیست

شک می کنم همیشه سراب است یا که آب

هر جا سراب هست و هر جا سراب نیست

گفتی همیشه دست دعا کارگر شدست

نفرین که می کنید چرا مستجاب نیست

آری میان زندگی و مرگ ناگزیر

حرف حساب هست ولی انتخاب نیست

تشخیص حق و باطل این جمع مشکل است

این خمره واضح است برای شراب نیست

گیجی مردمان وطن از چه بوده است

لازم به ذکر نیست ولی قرص خواب نیست

 

+ نوشته شده در  90/10/19ساعت   توسط حمید رضا نادری  | 

*************************************************

 

+ نوشته شده در  90/10/17ساعت   توسط حمید رضا نادری  | 

تأثير اسلام

ظهور آئين شكوهمند اسلام دگرگوني هايي در اوضاع سياسي و اجتماعي ايران پديد آورد كه در نتيجه ، تمدن و فرهنگ ايران و عربستان متقابلاً بر يكديگر تأثير گذارد، اگرچه بيشتر اين تأ ثير از سوي تمدن و فرهنگ ايران بود كه تمدن اقوام بدوي عرب را آب و رنگي بخشيد ، ولي در نتيجه ي اين آشنايي ، منظومه هاي غنايي فارسي صورت تازه اي پذيرفت و پايه هاي شعر فارسي از نظر شكل بر اساس ضوابط و معيارهايي كه در شعر عروضي عربي وجود داشت استوار شد و به اين ترتيب نخستين جلوه هاي ابندايي منظومه هاي غنايي فارسي كه غزل از برجسته ترين گونه هاي آن است ، از آغاز شعر عروضي پارسي در نيمه هاي دوم قرن سوم پديد آمد. (آفاق غزل فارسی . داريوش صبور ، 1370: 560)

یک رباعی

شخصی به طمع همیشه دیوار کشید

هم بر سر دیوار طمع خار کشید

افسوس که مرد عنکبوتی گردید

یک عمر به دور طعمه اش تار کشید

+ نوشته شده در  90/10/10ساعت   توسط حمید رضا نادری  | 

اگر بخواهيم پيشينه ي غزل را از ادوار پيش از اسلام باز شناسيم ، مي توان گفت: سابقه ی چامه گويي و غزل خواني به فرهنگ هاي باستاني باز مي رسد ، ما در فرهنگ هاي آريايي ، نشانه هايي از سخنوران خنياگر مي يابيم . از آن ميان ، مي توان از دستان هاي دلفريب و فسونگار اورفئوس ياد كرد كه سراينده اي رامشگر بود . يا هم چنان در افسانه هاي يونان ، به ترانه هايي راز آميز باز مي خوريم كه راهبگان و پيروان باكوس ، در بي خويشتني هاي ديوانه آسا آن ها را مي سروده اند . اين ترانه ها ديتيرامب خوانده مي شده اند . همچنین در سده هاي ميانين ، چامه گوياني پرسه زن بوده اند كه « تروبادور» نام داشته اند ، این ها در سرزمين هاي اروپا ، زيبايي هاي گيتي را در بهاران ، و نيز دلدادگي و مهرورزي را در چامه هاي خويش  مي سروده اند . اين نوازندگان آواز خوان و پرسه زن را مي توان بازمانده از خنياگران باستاني كه «گوسان» ناميده مي شده اند ، شمرد . گوسان كه گمان مي رود واژه اي پهلوانيك است در پهلوي اشكاني به کار می رفته است و نامي است كه چامه گويان كهن را بدان مي ناميده اند . اين خنياگران  روزگار ساساني كه يكباره ، كردارهاي قهرمانانه ي پادشاهان و پهلوانان را در ترانه هاي خويش مي سروده اند ،  پاره اي از آنان چون باربد ارجي بسيار يافته اند و از گوسانان پارتي مي توانند به يادگار مانده باشند . بدانسان مي توان انگاشت كه اين گوسانان  از روزگار اشكانيان بوده و بازمانده از خنياگران هخامنشي و مادي باشند . ( محمّد رضا روزبه ،سير تحوّل در غزل فارسي ، انتشارات روزنه ،  1379: 13)

 یک غزل

دیار کهنه ترین مرز آرزوخیزم

اگرچه دهکده ای بی بهار و ناچیزم

پناه صد دل درهم شکسته می جوید

غروب پنجره های سکوت پاییزم

اساس خاکی من روی موج می لرزد

رهین دلهره ی اتفاق دلریزم

غریبه است نگاهم در این جهان با عشق

مسافر ابد مرگ وحشت انگیزم

برای رونق من سال وماه کم دارد

که فصل پنجم این سال های لبریزم

 یک رباعی

بر دامن تپه رد پای من و توست

خار و گل و سنگ آشنای من و توست

تشبیه رساتری به ذهنم نرسید

این کوه بلند غصه های من و توست

خدا نگهدار تا بعد

 

+ نوشته شده در  90/09/27ساعت   توسط حمید رضا نادری  | 

خون نامه به دست شوق امضا شده بود

روزی که نبرد سخت بر پا شده بود

چون دست علم در اجتماع کفار

آن روز حسین دست تنها شده بود

عاشورای حسینی و جان سپاری همه ی شهیدان شرکت کننده در قیام کربلا بر شیعیان آن حضرت تسلیت باد

+ نوشته شده در  90/09/08ساعت   توسط حمید رضا نادری  |